تشکر ستاره جون از خواننده ها

 

با سلام خدمت همه دوستای عزیزم و گل دختر خودم

هفته گذشته پنج شنبه گل دختری مهمون مامانش تو مطب بود وطبق معمول

روزایی که ستاره جون میاد مطب حسابی اوضاع مطب بهم می ریزه.نیشخندپنج شنبه

هم گل دختری از خونه با خودش کلی برچسب اورده بود و از همون ابتدا هم

نشست پشت میز من واز تو کشو یه دسته سرنسخه رو برداشت و تو فاصله

زمانی که من می رفتم مریضا رو ببینم حسابی از فرصت استفاده کرد و واسه

خودش و به قول خودش دکتری کرد و مریض درمان کرد و نسخه نوشت.حاصل

کارش هم تموم شدن رنگ مهرم بود و تموم شدن یه دسته کامل سرنسخه.

منشی و کمک کارم هم هی میومدند و گزارش کار ستاره خانوم و می دادند و

منم فقط واسه اینکه سرش گرم باشه وبین اینهمه مریض دیگه مجبور نباشم

به اون هم برسم میگفتم بی خیال بذارید سرش گرم باشه.یهو یادم افتاد برم و

سرش و با کامپیوترمشغولش کنم.وبش و واسش باز کردم و گفتم اگه دوست

داری بعد از اینکه مریضات و درمان کردی وبت و بخون.اتفاقا خیلی هم استقبال

کرد وفک کنم یه 20 دقیقه ای طول کشید تا پست مربوط به مبصر شدن و

بخونه.

بعدش هم نظرای شما خواننده های عزیز و خوند و چقدرررررررخوش حال شد.

می گفت مامانی چه دوستای خوبی داری چقد منو دوست دارند چه چیزای

جالبی می نویسند.تو راه خونه بهم گفت:مامانی اشکالی نداره همه رازهای

خونه مون و تو وب می نویسی و همه می خونند؟منم بهش گفتم اینا که راز

نیستنداگه چیزی مهم باشه یا راز باشه و منم بخوام حتما تو وبت بنویسمش

وکسی نخوندش حتما رمزی مینویسمش.ستاره تو این لحظه با یه حالت خاصی

گفت:وای مامانی چقد چیز بلدی.بهترین مامان دنیایی.نیشخند(فدای تو دختر گلم

بشم که دنیات اینقده قشنگه.)بعداز ظهر که بابایی اومد خیلی زود ناهار

خوردیم وبعد مدتها سمت باغ باباجون حرکت کردیم.تو راه دختری به باباش گفت

بابایی نمی دونی مامانی چه دوستای خوبی داره و چقدر هم اونا منو دوست

دارند.من امروز وبم و خوندم.واسم عکس گل و بغل گذاشته بودند .با یه عکس

که انگار عکس کسی که میخواد بره حموم.قهقهه(فک کنم منظورش شکلک

فرشته ست.)فقط بابایی  مامانی هر اتفاقی که واسه من میفته رو تو وبم

مینویسه حتی نوشته که من مبصر شدم.به نظرت اشکالی نداره رازهای ما رو

بقیه هم بدونند؟وبابا هم حسابی بهش اطمینان داد که کسی از رازهای ما خبر

دار نمیشه.حالا جالبیش اینجاست که ستاره خودش اصلا یه حرف تو دلش نمی

مونه و اگه بره پیش کسی که خیلی دوستش داره نمیتونه خودش و کنترل کنه

و بهش چیزی رو که نباید بگه میگه.یا مثلا پیش همون طرف که دوسش داره

ازم میپرسه مامانی اونی که نباید به کسی بگم یا گفتی بهم که به کسی نگم

و میتونم به ....(فرد مورد نظرش)بگم؟و من میمونم ویه دنیا شرمندگی که چی

باید بگم؟اوه

وقتی رسیدیم باغ واسه مامان اذر هم همه اینا رو تعریف کرد واینطوری شد

که من حس کردم واقعا از خوندن وبش انرژی گرفته که واسه همه تعریف

میکنه تا اینکه شب موقع خواب بهم گفت:مامانی میشه از طرف من هم یه

چیزی تو وبم (البته ستاره جون همش میگه سایتم وهرچی میگم بگو وب باز

هم میگه سایت)بنویسی و منم گفتم اره عزیزم چرا که نمیشه.چی بنویسم؟

گفت:از طرف من از همه اونایی که واسم مینویسند تشکر کن.بگو ستاره خیلی

دوستون داره.منم گفتم باشه و خیلی از ابراز محبتش و قدر دانیش خوشم

اومد.حالا هم من از طرف ستاره جون از همه شما دوستای گلم تشکر میکنم

وممنونم که با کامنت هاتون دل دخترکم رو شاد کردین.دوستون داریم یه دنیا و

به داشتن دوستای گلی چون شما به خودمون می بالیم.

 

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا مامان الهه و الناز

سلام من هم از ستاره جون و هم مامان مهربونش که ما رو در خاطرات زندگیشون شریک می کنه ممنونم و اندازه یک دنیا ستاره عزیز رو دوست دارم. [ماچ][ماچ]

مامان نازدونه ها

اي جاااان توصيفش از شكلك فرشته خيلي خنده دار بود ميبوسمش [قلب][فرشته][چشمک]

الهام

عزیزم چه قد خوب که اومده و خونده [بغل] مرسی از شما بابت داشتن دختر به این گلی و مهربونی [بغل][بغل][بغل]

سوگند

واااااای ممنون که سر زدید با شرمندگی میگم که اسم وبتون رو گم کرده بودم مشتاق خوندن دوباره وب دختری بودم خداروشکر که پیداتون کردم مام که شاید هر از گاهی بیاییم و بنویسیم مام از ستاره جون متشکریم که اینهمه بهمون لطف داره میبوسمش دختری رو[قلب]

bahar

سلام ودرودبی پایان برشمامامان خوب امیدوارم وقتی ستاره جون بزرگ شد قدرهمه ی این محبت ها را بدونه انشاءالله همیشه درکنا هم شاد وخرم وسلامت باشید ومن بهترین ها راازخداوند براتون آرزومندم اینهم برای ستاره جون ....♥#########♥ .....♥#############♥ ...♥###############♥ ..♥#################♥..................♥###♥ ..♥##################♥..........♥#########♥ ....♥#################♥......♥#############♥ .......♥################♥..♥###############♥ .........♥################♥################♥ ...........♥###############################♥ ..............♥############################♥ ................♥#########################♥ ..................♥######################♥ ....................♥###################♥ ......................♥#################♥ ........................♥##############♥ ...........................♥###########♥ .............................♥#########♥ ...............................♥#######♥ .................................♥#####♥ ...................................♥###♥ ......................

bahar

سلام ودرودبی پایان برشمامامان خوب امیدوارم وقتی ستاره جون بزرگ شد قدرهمه ی این محبت ها را بدونه انشاءالله همیشه درکنا هم شاد وخرم وسلامت باشید ومن بهترین ها راازخداوند براتون آرزومندم اینهم برای ستاره جون ....♥#########♥ .....♥#############♥ ...♥###############♥ ..♥#################♥..................♥###♥ ..♥##################♥..........♥#########♥ ....♥#################♥......♥#############♥ .......♥################♥..♥###############♥ .........♥################♥################♥ ...........♥###############################♥ ..............♥############################♥ ................♥#########################♥ ..................♥######################♥ ....................♥###################♥ ......................♥#################♥ ........................♥##############♥ ...........................♥###########♥ .............................♥#########♥ ...............................♥#######♥ .................................♥#####♥ ...................................♥###♥ ......................

حامی

سلام.از طرف ما هم بهش بگید ما هم دوسش داریم

مامان شادان جون

مامان ستاره جون سلام خانوم گلی رو ببوسید و بهشون بگید ما خیلی خوشحالیم که ایشون ما رو دوست دونستن و خوششون اومده. [گل] شادان یکم سختگیرتره و بعضی اوقات جوش میاره که چرا اینا و نوشتی انگار از خودش خجالتزده میشه یا فکر میکنه خیلی خصوصی بوده [متفکر] البته بگم در عین شر و شیطون بودن درون گراست و زبونش فل داره و خیلی مسائل مربوط به اطرافیان و دوستاش رو هم نمیگه و من بعدها متوجه میشم . [نگران] و این واقعا نگرانم میکنه[سوال] و فکر میکنم یه ذره به باباش رفته مقداریش هم حاصل تربیت مهدکودکشه [رویا]

mamane Rasta

azizaaaam, khoda hefzesh koneh, az tarafe man beboosinesh, kheyli goli Setareh joon. [ماچ]