دلتنگ دخترکم هستم.....

 

دخترکم -باغچه باباجون-نماز ظهر و عصر-فرستادن صلوات بعد نماز -دعا برای

مامانیش.    15 خرداد 93

دخترکم این روزا به خوندن نماز علاقه خاصی نشون میده ومن هم خیلی

خوشحالم.

 

 

الان که بعد مدتها اومدم وب دختری تا پست بذارم دخترکم رفته خونه مامان

اذر.از اونجایی که من یه خورده ناخوشم ترجیح دادم بره اونجا تا سرش گرم

بشه و درگیر مریضی هام نشه.ولی جاش بدجوری تو خونه خالیه تا حدی که

من وباباش هرکدوم یه گوشه ای کز کردیم وهر کدوم یه مدت در میون میریم

به اتاقش یه سری می زنیم.من که بغض دارم شدددددید و دلم براش خیلی

تنگ شده.

 

امیدوارم همه چی به زودی به روال عادیش برگرده .

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نادیا

عزیززززززززززززززززززززززززززم مثل فرشته ها شده [قلب]

آزاده

مرسی عزییییزم. متاسفانه از دکتر رفتن فراریم[خجالت][ماچ]

صدف

عزیز دلم [قلب] دختر ناز [بغل]

ساز زندگی من

ان شا الله که زودتر خوب بشی عزیزم و زودتر هم ستاره جون به آغوش ژر مهرتون برگرده.براتون دعا می کنم همیشه شاد باشین و رنگ غم و بیماری نبینین

ساز زندگی من

ژست بالا رو نمی تونم بخونم برا خاطر چشمام ولی براتون آرزوی موفقیت دارم

ساز زندگی من

به امید روزی که بتونم وبلاگ نازت رو مثل قبل بخونم و ببینم

smsf14

اميدوارم كه زودتر بياد پيشت :(

عسل

ای جانم چقدر نازه این منظره [قلب]